على محمدى

45

شرح اصول استنباط ( فارسى )

بند دوّم : واضع اصل لغات خداوند است و عامل توسعهء لغات افراد بشر هستند توسّط نيروى نطقى كه خداوند به آنها داده تا آنجا كه امروزه هر قومى زبان مخصوصى دارد . بند سوّم : اصل در كلمات اسماء است و امّا افعال متفرع بر اسم و مشتق از آن است و امّا حروف هم رابط ميان اسماء و افعال مىباشند . بند چهارم : حقيقت شرعيه آن هم به نحو وضع تعينى در همان اوائل دعوت اسلامى به ثبوت رسيده و اين يك امر وجدانى است . بند پنجم : ثمره نزاع هم در الفاظ شرعيه ظاهر مىشود كه على ثبوت حقيقت شرعيه بر معناى شرعى و بر فرض نفى آن بر معناى لغوى حمل مىشوند . قوله : تمرينات : در پايان پنج سئوال به عنوان تمرينات عرضه شده : جواب سئوال اوّل : حقيقت شرعيه عبارتست از : استعمال الشارع بعنوان الحقيقة لالفاظ عبادات و غيرها فى معانى مخترعة له . جواب سئوال دوّم : وضع دو قسم است : 1 - تعيينى 2 - تعيّنى و واضع اوليه خداوند است . جواب سئوال سوّم : آرى ثابت است . جواب سئوال چهارم : به نحو وضع تعيّنى است . جواب سئوال پنجم : اثر ثبوت حمل الفاظ وارده در قرآن و سنّت بر معناى شرعى و اثر سلب حمل آنها بر معانى لغويه است . مبحث دوّم : صحيح و اعم دوّمين مسئله از مسائل اربعهء مقدّماتى راجع به صحيح و اعم است و اين بحث هم در الفاظ عبادات و هم در معاملات جارى است منتها از آن رهگذر كه در